سيد علي اكبر قرشي
93
قاموس قرآن ( فارسي )
بهترين كلمه براى آن در فارسى « پيوند » است * ( « كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ » ) * آل عمران : 103 دشمنان بوديد ميان دلهاى شما پيوند داد . « الفة » : انس گرفتن و دوست داشتن « ايلاف » بمعنى الفت دادن مصدر باب افعال است در مجمع و كتب لغت هست : « آلفه ايلافا : جعله يألف » . راغب آن را مصدر باب تفعيل گرفته است * ( « الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ » ) * يعنى كسانى كه قلوبشان تأليف و جلب شده . مراد كسان غير اسلامىاند كه براى تأليف قلوب به آنها زكات داده مىشود . مسلمانان ضعيف العقول نيز از مؤلفة قلوبهماند چنان كه سيّد مرحوم در عروه فرموده است * ( « لإِيلافِ قُرَيْشٍ . ) * * ( إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَالصَّيْفِ . فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ » ) * قريش : 1 - 3 لفظ لايلاف در اول آيه متعلق است به * ( « فَلْيَعْبُدُوا » ) * يعنى خداى اين خانه را عبادت كنند كه قريش را الفت داده و محترم كرده است بعقيدهء بعضى : آن متعلق است به * ( « فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ » ) * در سورهء ما قبل . يعنى براى الفت دادن بقريش اصحاب فيل را كوبيد . الِف : الف ، يا ساكن است كه به آن ليّنه گويند و يا متحرّك است كه به آن همزه گويند . راغب در مفردات گويد : بطور كلَّى الفهائيكه ( اعمّ از الف و همزه ) براى اثبات معنائى ميايند سه نوعند . نوعى به اول كلام داخل ميشوند و نوعى بوسط و نوعى به آخر آن . نوع اول براى استخبار است نظير * ( « أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها » ) * و براى مغلوب كردن مخاطب و غير آن ، مثل * ( « أَ هُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ » ) * و * ( « أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ » ) * و براى تسويه نحو * ( « سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا » ) * و براى نفى و اين همزه چون بر نفى داخل شود افادهء اثبات مىكند و بالعكس نحو * ( « أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ) * - . . . * ( أَ لَيْسَ الله بِأَحْكَمِ الْحاكِمِينَ » ) * . نوعيكه در وسط ميايند عبارتند از الف تثنيه و الف بعضى از جمعها مثل مسلمان ، مسلمات و مساكين